أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

290

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خير جهاد و درجهء شهادت محروميم و ما در خانه‌ها محبوس مانده خدمت ايشان بايد كرد ما را هيچ مزد باشد برين ؟ - رسول گفت : سلام من بديشان رسان و ايشان را بگوى كه : طاعت شوهران داشتن ايشان را برابر جهاد و شهادت باشد و ليكن كم باشد از ايشان كه اين بجاى آرد . رسول را پرسيدند كه بر زنان جهاد باشد ؟ - گفت : بلى جهاد ايشان غيرت بود كه با خود جهاد كنند و صبر كنند بر آن حميّتى كه ايشان را بود ، اگر صبر كنند مجاهد باشند و مرابط ، و ايشانرا دو مزد بود ، و خداى تعالى عزيز است حكم كند و كس برو حكم نكند و حكيم است حكم جز بر وجه حكمت نكند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 229 ] الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلاَّ أَنْ يَخافا أَلاَّ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 229 ) هشام روايت كند از عروه از عايشه كه : زنى بنزديك او آمد و گفت : شوهرى دارم مرا چند بار طلاق داد هرگه كه وقت آن باشد كه عدّه بسر آيد دگر باره مراجعت كند و غرض او اضرار منست ، عايشه اين حديث با رسول صلى اللّه عليه و آله بگفت اين آيت آمد كه [ الطَّلاقُ مَرَّتانِ ] يعنى طلاق دوبار است ، مفسّران گفتند : طلاق سه است دو درين آيت و يكى ديگر « فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ » . در خبر است كه رسول صلى اللّه عليه و آله اين آيت برخواند گفتند : يا رسول - اللّه فأين الثالثة ؟ - گفت : سيّم [ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ] مفسّران اين آيت را تخصيص دادند گفتند : آن طلاق كه مرد را درو رجعت بود دو است امّا طلاق سيّم آن بود كه رجعت نتواند كرد از آنكه در حال بائن شود . عبد الله عباس گفت كه : درين آيت عدد طلاق سنّت را بيان كرد گفت : چون خواهد كه طلاق دهد زن را بايد كه زن پاك باشد پاكى كه درو مقاربت نكرده باشد آنگه رها كند تا از عدّه بيرون آيد آنگه طلاق ديگر دهد بعد از آنكه وى را بخواسته بود همچنين تا سيم بار چون سه تمام شود ديگر وى را نتواند خواست و چون دو بار وى را